از دوستان به خاطر اینکه نتونستم به نظراتشون جواب بدم معذرت می خوام اخه من نمی تونم زیاد به وبلاگم سر بزنم ممنون که به وبلاگ من هم سر می زنید
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان |
مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
خانم تصمیم به حمام کردن میگیره و شروع میکنه به تهیه کردن لوازم و انجام کارهای مقدماتی برای رفتن به حمام . اما این لوازم و مقدمات چیست و چگونه انجام میگیره؟
ادامه مطلب ...همکارم گفت امشب عده ای از دوستان درخانه آقای آگهی جمع میشوند، برای شام . من و شما را هم دعوت کردند.
درشهرهای کوچک تنها تفریح رایج مردم جمع شدن درخانه هاست باعرقخوری وتریاک، راستش از تریاک کشی خوشم نمیاد. سرشب رفتیم. روسای ادارات و یا بقول همکارم اراذل اوباش همه جمع بودند. صاحبخانه معرفی کرد: آقای ... رئیس فرهنگ ... آقای ... رئیس غله ... آقای ... رئیس ثبت ... آقای ... رئیس شهربانی که میشناختمش. افسردرستکاری بود یکبارهم گفتم این لباس با فطرتت نمیخواند به شوخی گفت غلط اندازه وبعد رفیق شدیم. صاحبخانه میگفت : آقای ... رئیس دارائی وایشان هم آقای ... سرخم کرد . پریدم وسط حرفش که بلی ایشان را قبلا درشیراز دیده ام ولی نمیدانستم رئیس ساواک است. خوشش نیامد و گفت شما را دردانشگاه شیراز پیش کیم کیک دیدم. بعد ازمکث کوتاه با ژشت بازجویی پرسید: راستی شما دردانشگاه چه کار میکردید؟ که خوشبختانه با ورود تازه واردی صحبت ما قطع شد.
آقایی که وارد شد گفتند رئیس دادگستری یادادگاه شهراست مردی جوان سال با قیافه مطبوع. بعد ازمعرفی و خوش و بش گفت معذرت میخواهم دیرکردم. همین الان از زندان میآیم اینجا. بعد با تأسف نگاهی به حاضران کرد و به رئیس ساواک که رسید خیره شد به صورتش گفت حتما باید گزارش کرد. مخاطبش با لبخندی گفت قطعا. و بعد پرسید داستان ازچه قرار است ؟- از مدتی پیش پرونده ای دردادگاه مطرح است که دختر هفده ساله ای از پدرگدای نابینایش آبستن شده ...
صاحبخانه گفت آهان ضرغامو میگین؟
صدایش را پائین آورد و گفت: میگن آی اهلیل داره ها!
وصدای شلیک حاضران بلند شد.
- بلی درسته اسم متهم ضرغامه. دختر درمقابل پرسش بازجو که چرا با پدرت درآمیختی؟ بازپرس را به زیر زمین نمور وتاریک کاروانسرائی که محل زندگیشان بوده میبرد و میگوید پدرم مرا اینجا بزرگ کرده. مادرم سر زا رفته. پس از آن هیچ زنی حاضر نشده با پدرم درآمیزد. از نه ده سالگی با من در تماس بود. اوایل دستمالی میکرد. میلرزید و ساکت میشد. من چیزی حالیم نبود که چرا میلرزید. میترسیدم بمیرد. پدرم را خیلی دوست دارم. پناهگاه من است جز او کسی را ندارم. دلم همیشه به حالش میسوزد. از دوازده سیزده سالگی رفتارش را کامل تر کرد تا آبستن شدم. و حالا محکمه از قاضی شرع کمک خواسته است.
- قاضی شرع که خودش اهل بخیه است!
- ازاین سئوال رئیس ژاندارمری همه خندیدند.
یکی پرسید:
بالاخره کارشان به کجا کشید؟
- قاضی شرع پرسید از متهم بازجوئی شده گفتم آری. گفت یکبار دیگر بپرسید با کسی که این عمل را مرتکب شده میدانسته دخترش بوده یانه؟ و امروز رفتم زندان دیدن ضرغام و حالیش کردم آن زن که از توآبستن شده دخترت نیست غریبه ای بوده که فعلا ناپدید شده است.
گدا ضرغام پاسخ داد: خودتان را به خریت نزنین. ولی خب هرکاری میکنین بکنین منو ازاینجا ببرین بیرون. ازمن کور علیل چیزی عاید شما نمیشه. ولی خب کاری کردین که سر و صدا راه انداختین افتادم سرزبانها. دوتا از پیرزن های مالدار برای خلاصی من ضامن گذاشته اند.
بی تو چون شبهای دیگر
امشب آرامی ندارم
در سکوت کوچه تو
نیمه شب ره می سپارم
آن زمان این کوچه هر شب
کوچه میعاد ما بود
بر لب ما تا سحرگه
قصه فردای ما بود
این زمان افکنده بر ما
سایه ، دیوار جدایی
ای خدا آخر کجا رفت
روزگار آشنایی
ای کویر سینه من
بوته های آتشت کو
در شب سرد جدایی
شعله های سرکشت کو
اگه هم خواستید فیلمی چیزی بخرید برید بالا و رو عکسا کلیک کنید ضرر نمی کنید سی دی یای جالبی دار ممنونم
ye pesaro dokhtari asheghe hamdige boodan. mikhastan ba ham ezdevaj konan.ama in vasat ye moshkel be vojod miad onam ine ke dokhtare be pesare khianat mikone va ba yeki dige ezdevaj mikone.pesare be mahze shenidane in khabar 300 mm be khodesh benzin tazrigh mikone ama nemimire.kholase ye chand rozi bimarestan bodeo to in modat dokhtare 1 roz ba kamale poroee mire molaghates0h.pesare ham ta ono mibine ye chagho barmidare o mizare donbalesh.pesare bodo dokhtare bodo ta belakhare pesare migirash dastesho bala mibare ke ba chagho behesh bezane ye dafe benzin tamom mikone....Pas dar Masrafe Benzin Sarfe Joee Konid
سلام به دوستان من این وبلاگ را برای این باز کردم که کسانی که به این وبلاگ وارد می شن چیزی در ان بنویسند ومن این نوشته های دوستانم را در وبلاگ گذاشته تا بقیه ی دوستان از این نوشته ها بهرمند بشن
